وبگاه شخصی محمد مافی بالانی

مجموع متن های زیبا و آموزنده

وبگاه شخصی محمد مافی بالانی

مجموع متن های زیبا و آموزنده

آخرین نظرات
  • ۲ خرداد ۹۷، ۱۵:۳۰ - فربانو ...
    همچنین
  • ۳۰ فروردين ۹۶، ۲۲:۴۷ - کلاه ماه تولد
    با تشکر
  • ۱۱ آذر ۹۵، ۱۶:۰۲ - امیر لیلاز مهرآبادی
    زیباست
پیوندها

۳ مطلب در بهمن ۱۳۹۷ ثبت شده است

  • ۰
  • ۰

ثروتمندواقعی؟

ثروتمندواقعی 
چیزهایی راجمع میکند که باخرج کردن آنهاازمقدارشان نه تنها کم نمیشود بلکه بیشتر هم میشود... مثل: مهربانی سخاوت، لبخند، اخلاق خوب ، انسانیت 

  • ۰
  • ۰

آدمِ سالم کیست؟

آدم سالم، آدمی است که با خودش و با آدمهاى اطرافش در حال جنگ و ستیز نیست،
نتیجتاً حضورش به آدم انرژى میده
بیشتر از اینکه انتقادگر باشه، مشوقه!
بیشتر از اینکه منفى باشه، مثبته!
بیشتر از اینکه متکبر باشه، متواضعه!
بیشتر از اینکه بخواد خودنمایى کنه، دوست داره در یک فضاى اشتراکى، دیگرانو ببینه و همینطور خودش دیده بشه!

با آدم سالم، شما بهترین بخش وجودتون بیرون میاد،
آدم سالم زیباییهارو میبینه و به زبون میاره!

آدم سالم خوش خلق هستش، مزاح و طنز خوبى داره!
آدم سالم همونى هست که میبینى، فى البداهه است!
خلاقیت داره،
برخوردش محترمانه است،
حرمت شما حفظ میشه،
میتونید به او اعتماد کنید،
احساس امنیت کنید!
آدم سالم کنترل نیاز نداره،
تحقیر نیاز نداره،
تسلط نیاز نداره!
آدم سالم با مجموعه رفتارهاش به شما احساسى رو میده که در حقیقت شما خودت رو مثبت تر و بهتر از انچه که هستی ببینی
  • ۰
  • ۰

چوپانی عادت داشت تا در یک مکان معین زیر یک درخت بنشیند و گله گوسفندان را برای چرا در اطراف آنجا نگه دارد.
زیر درخت سه قطعه سنگ بود که چوپان همیشه از آنها برای آتش درست کردن استفاده می‌کرد و برای خود چای آماده می‌کرد.
هر بار که او آتشی میان سنگها می‌افروخت متوجه می‌شد که یکی از سنگها مادامی که آتش روشن است سرد است اما دلیل آن را نمی‌دانست.

چند بار سعی کرد با عوض کردن جای سنگها چیزی دست‌گیرش شود اما همچنان در هر جایی که سنگ را قرار می‌داد سرد بود تا اینکه یک روز کنجکاو شد تا از راز این سنگ آگاه شود.
تیشه‌ای با خود برد و سنگ را به دو نیم کرد. آه از نهادش بر آمد.
میان سنگ موجودی بسیار ریز مانند کرم زندگی می‌کرد.
رو به آسمان کرد و خداوند را در حالی که اشک صورتش را پوشانده بود شکر کرد و گفت:

«خدایا، ای مهربان، تو که برای کِرمی این چنین می‌اندیشی و به فکر آرامش او هستی پس ببین برای من چه کرده‌ای و من هیچگاه سنگ وجودم را نشکستم تا مهر تو را به خود ببینم.»

به خدا اعتماد کنیم.بی آنکه بدانی در همه جا مراقبتت هست