وبگاه شخصی محمد مافی بالانی

مجموع متن های زیبا و آموزنده

وبگاه شخصی محمد مافی بالانی

مجموع متن های زیبا و آموزنده

آخرین نظرات
  • ۳۰ فروردين ۹۶، ۲۲:۴۷ - کلاه ماه تولد
    با تشکر
  • ۱۱ آذر ۹۵، ۱۶:۰۲ - امیر لیلاز مهرآبادی
    زیباست

۱۴ مطلب در مرداد ۱۳۹۴ ثبت شده است

۲۳ مرداد۱۱:۱۹
هیچوقت وارد گذشته هیچ ادمی نشیم
و زیرو رویش نکنم
حتی اگر که عزیزترینت باشه
اگر که زیباترین باغچه را هم که بیل بزنی
حداقل ی کرم توش پیدا میکنی..
یادمان باشه که در املای زندگی، همیشه برای محبّت تشدید بذاریم؛ تا از دوستیمون حتی نیم نمره هم کم نشود...
| ۲۳ مرداد ۹۴ ، ۱۱:۱۹
۲۱ مرداد۰۹:۵۰
میشود با دهان بسته صدایش کرد...
میشود با پای شکسته هم به سراغش رفت...
تنها خریداریست که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد...
تنهاکسی است که وقتی همه رفتند میماند...
وقتی همه پشت کردند آغوش میگشاید...
وقتی همه تنهایت گذاشتند محرمت میشود...
و تنها سلطانیست که ...
دلش با بخشیدن آرام می گیرد، نه با تنبیه کردن...!
همیشه و همه جا ...
| ۲۱ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۵۰
۱۹ مرداد۱۴:۵۳

 

در روز ازل از رخ زیبای تو نوری بگرفتم 


                         ایجاد شدم هست شدم جان بگرفتم 


در روز ازل جز رخ تو هیچ ندیدم 


                          عاشق شدم غیر رخت هیچ ندیدم

 

 


شعری از محمد مافی با لانی
| ۱۹ مرداد ۹۴ ، ۱۴:۵۳
۱۷ مرداد۱۷:۰۱

 

ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ؟
ﺗﻤﺎﻡ ﻭﻗﺎﯾﻊ ﺭﻭﺯﺍﻧﻪ ﺍﺕ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﺗﻌﺮﯾﻒ ﻧﮑﻦ...


ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ؟

ﺑﺎﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻣﺨﺎﻟﻒ ﺗﻮﺳﺖ ﺑﺤﺚ ﻧﮑﻦ فقط به او گوش کن...


ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ؟

خودت را با کسی مقایسه نکن...


آرامش میخواهی؟

شکرگزار باش...


ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍهی؟

کمک کن ؛برای براورده شدن آرزوی دیگرا ن


ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍهی؟
با همه بی هیچ چشم داشتی ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﺑﺎﺵ...


ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ؟

ﺑﺮﺍﯼ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﺕ ﺑﺮﻧﺎﻣﻪ ﺭﯾﺰﯼ ﮐﻦ ، هدف داشته باش...


ﺁﺭﺍﻣﺶ ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ؟

درکار دیگران تجسس نکن


آراﻣش ﻣﯿﺨﻮﺍﻫﯽ؟
ﺑﻪ  غیر ازخدا ﺑﻪ ﮐﺴﯽ وابسته نباش . ﻋﺎﺷﻖ ﺧﻮﺩﺕ ﺑﺎﺵ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎ ﺗﻮ ﺑﺮﺍﯼ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺧﻮﺍﻫﯽ ﻣﺎﻧﺪ.  

  

| ۱۷ مرداد ۹۴ ، ۱۷:۰۱
۱۵ مرداد۱۳:۱۳

قطره عسلی بر زمین افتاد،مورچه ی کوچکی آمد و از آن چشید و خواست که برود اما مزه ی عسل برایش اعجاب انگیز بود،پس برگشت و جرعه ای دیگر نوشید...باز عزم رفتن کرد،اما احساس کرد که خوردن از لبه عسل کفایت نمی کند و مزه واقعی را نمی دهد،پس بر آن شد تا خود را در عسل بیاندازد تا هرچه بیشتر و بیشتر لذت ببرد...مورچه در عسل غوطه ور شد و لذت می برد...اما(افسوس)که نتوانست از آن خارج شود،پاهایش خشک و به زمین چسبیده بود و توانایی حرکت نداشت...در این حال ماند تا آنکه نهایتا مرد...بنجامین فرانکلین میگوید
دنیا چیزی نیست جز قطره عسلی بزرگ!
پس آنکه به نوشیدن مقدار کمی از آن اکتفا کرد نجات می یابد،و آنکه در شیرینی آن غرق شد هلاک میشود...این هست حکایت دنیا


| ۱۵ مرداد ۹۴ ، ۱۳:۱۳
۱۴ مرداد۰۹:۰۰


کاسه ی چوبی

پیر مردی تصمیم گرفت تا با پسر وعروس ونوه ی چهارساله خود زندگی کند.دستان پیر مرد می لرزیدوچشمانش خوب نمیدید و به سختی می توانست راه برود. هنگام خوردن شام غذایش را روی میز ریخت و لیوانی رابرزمین انداخت وشکست.

پسروعروس از این کثیف کاری پیرمرد ناراحت شدند:باید درباره پدربزرگ کاری بکنیم وگرنه تمام خانه را به هم می ریزد. آنها یک میز کوچک در گوشه اطاق قراردادند وپدربزرگ مجبور شد به تنهایی آنجا غذا بخورد . بعد از این که یک بشقاب از دست پدر بزرگ افتاد و شکست دیگر مجبور بود غذایش را درکاسه چوبی بخورد هروقت هم خانواده او را سرزنش می کردند پدر بزرگ فقط اشک می ریخت وهیچ نمی گفت.

یک روز عصر قبل از شام پدر متوجه پسر چهار ساله خود شد که داشت با چند تکه چوب بازی می کرد. پدر روبه او کرد وگفت:پسرم داری چی درست می کنی؟ پسر با شیرین زبانی گفت:دارم برای تو و مامان کاسه های چوبی درست می کنم که وقتی پیر شدید در آنها غذا بخورید!

یادمان باشه که :
"از هردست بدیم ازهمون دست می گیریم ..."

| ۱۴ مرداد ۹۴ ، ۰۹:۰۰
۱۲ مرداد۱۰:۲۳

تصور کن یک روز صبح که از خواب بیدار میشی
ببینی به جز خودت هیچ کس توی دنیا نیست و تو صاحب تمام ثروت زمین هستی
اون روز چه لباسی می پوشی؟
چه طلایی به خودت آویزون می کنی؟
با چه ماشینی گردش می کنی؟
کدوم خونه رو برای زندگی انتخاب می کنی؟
شاید یک نصفه روز از هیجان این همه ثروت به وجد بیای اما کم کم می فهمی حقیقت چیه.
وقتی هیچ کس نیست که احساستو باهاش تقسیم کنی، لباس جدیدتو ببینه.
برای ماشینت ذوق کنه، باهات بیاد گردش، کنارت غذا بخوره، همه این داشته هات برات پوچه .

دیگه رانندگی با وانت یا پورشه برات فرقی نداره...
خونه دو هزار متری با 45 متری برات یکی میشه.

طلای 24 عیار توی گردنت خوشحالت نمی کنه..
همه اسباب شادی هست اما هیچ کدومشون شادت نمی کنه چون کسی نیست که شادیتو باهاش تقسیم کنی.

اون وقته که می بینی چقدر وجود آدم ها با ارزشه چقدر هر چیزی هر چند کوچیک و ناقص با دیگران بزرگ و با ارزشه.
شاید حاضر باشی همه دنیا رو بدی اما دوباره آدم ها کنارت باشند.....

ما با احساس زنده هستیم نه با اموال.

قدر همدیگه رو بدونیم ...د

 

الهی قمشه ای " َ

| ۱۲ مرداد ۹۴ ، ۱۰:۲۳
۱۱ مرداد۱۲:۰۰


هنگامی که در زندگیت برای شادی و خوشبختی دیگران تلاش میکنی ،حتما خداوند کسی را نیز قرار خواهد داد که برای شادی و خوشبختی تو ،تلاش کند
...این قانون خداوند است...

"هَلْ جَزَاءُ الْإِحْسَانِ إِلَّا الْإِحْسَان"

آیا جزای نیکی جز نیکی است...؟
"الرحمن"

 

| ۱۱ مرداد ۹۴ ، ۱۲:۰۰
۰۹ مرداد۱۵:۴۴

با ملایمت = سخن بگوئید،
عــمــیـــق = نفس بکشید،
شــــــیــک = لباس بپوشید،
صـبـورانه = کار کنید.
نـجـیـبـانه = رفتار کنید،
هــمـــواره = پس انداز کنید،
عــاقــلانـه = بخورید،
کــــافـــى = بخوابید،
بى باکانه = عمل کنید،
خـلاقـانـه = بیندیشید،
صـادقانه = کسب کنید،
هوشمندانه = خرج کنید،
خوشبختی یک «سفر»است,نه یک «مقصد.»
هیچ زمانی بهتراز«همین لحظه »برای شادبودن وجودندارد.
زندگی کنیدواز«حال» لذت ببرید.
* ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﺘﺎﻥ ﭘﺮ ﺍﺯ ﺍﻧﺮﮊﯼ ﻣﺜﺒت*

 

 

| ۰۹ مرداد ۹۴ ، ۱۵:۴۴
۰۷ مرداد۱۸:۱۳
صبح ؛ نیرومندترین زمانی برای کسب ,, شور و نشاط ,, ارامش و اعتدال ...و فرصتی ست برای شکر و سپاس که: پنجره دل مان دوباره به,, دشت زیبای ,, امروز,, گشوده شد
و صبح سپید؛ با خوشه های زرین افتابش؛ و چهره ی گلگون نیمروزیش و با اوای مهرامیز چشمه ساران شادکامی را بر ,, توسن لحظه های شاد می نشاند.
و من ایمان دارم که اگر هر روز راه مهربانی را بیاموزیم و در مقابل او؛ سر فرود اریم بی گمان...
بهترین های کاینات پاداش مهرورزی مان خواهد بود.
روزتان سرشا از یاد خدا
| ۰۷ مرداد ۹۴ ، ۱۸:۱۳